جمعه هشتم تیر 1386
گفتگوی ماها با نماینده سازمان زنان مسلمان فمینیست مالزی
اشار: کشور فدرال مالزی دارای سیستم حکومتی پادشاهی مشروطه است و با بیش از بیست میلیون نفر جمعیت در قمست جنوب شرقی آسیا واقع شده، تا سال 1957 مستعمره بریتانیا بود و در 31 اگوست 1957 استقلال یافت. 55 درصد جمعیت شهر نشین و 45 درصد در روستاها زندگی می کنند. 79 درصد زنان و 89 درصد مردان باسوادند. زبان رسمی آن زبان مالزی (معروف به بهاس ملایو) می باشد. 60 درصد مردم آن مسلمان سنی مذهب (اقلیت بسیار کوچک شیعه هم دارد) و بقیه پیرو مذاهب مسیحی، بودایی، هندو و دیگر ادیان هستند. به همین دلیل دارای دو نوع قانون مربوط به امور خانوداه می باشد ، یکی برای مسلمانان و دیگری برای غیر مسلمانان. همین باعث شده که زنان مسلمان مالزی نسبت به دیگر زنان این کشور که تابع ادیان دیگرند، از حقوق کمتری برخوردار باشند؛ از جمله در مورد طلاق، چند همسری مردان، پوشش اسلامی و غیره.
تغییر جنسیت و همینطور همجنسگرایی در مالزی ممنوع است با اینهمه تعدادی از گروههای همجنسگرایان در این کشور فعالیت می کنند. بحث های نواندیشی دینی، فمینسیم اسلامی و سکولار، جامعه مدنی و... که در کشور ما جریان دارد، در مالزی نیز رایج است. اخیرآ محمد خاتمی هم از کوالا لامپور پایتخت آن کشور دیداری بعمل آورد . گروههای مختلف زنان در مالزی فعالیت دارند. و یکی از این گروهها بنام " خواهران در اسلام"
که خود را فمینیست مسلمان معرفی می کند، علاوه بر انجام ملاقاتی با خاتمی، میزبان نمایندگانی از طرف دولت ایران، گروههای غیر دولتی و چند کارشناس ایرانی بود. بعضی از گزوههای زنان ایرانی روابط نزدیکی با گروههای فعال زنان مالزی از جمله گروه " خواهران در اسلام" دارند و در کنفرانسها و نشست های همدیگر شرکت می کنند. گروه مسلمان فمینیست "خواهران در اسلام" بر خلاف گروههای زنان ایرانی، با گروههای همجنسگرا در مالزی روابط نزدیکی دارد. با هم پای صحبت یکی از فعالان این گروه می نشینیم.
ماها: با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشته اید. قبل از هر چیز لطفآ خود را برای خوانندگان ماها معرفی کنید.
زیتون: من زیتون محمد کاسیم (قاسم) هستم. ولی برای اختصار، شما میتوانید مرا تونی بنامید. من در سن بیست سالگی به فعالیت جذب شدم و در این 18 سال اخیر در تعداد زیادی از سازمانهای غیر دولتی ( ان جی او) که در عرصه عدالت اجتماعی کار می کنند، فعالیت داشته ام، از جمله در ان جی او هایی که
در عرصه جندر/ جنسیت و سکسوالیته، حقوق بشر، اسلام زنان و سیاست، مخالفان تبعیض، مدیریت درست و.....فعالیت داشته ام. من همچنین در سال 1999 در دهمین انتخابات فدرالی مالزی، با پلاتفرم (برنامه) مربوط به حقوق زنان، خود را بعنوان یک کاندید مستقل نماینده زنان معرفی کردم. من از ته قلب به عدالت، آزادی و برابری معتقدم. زندگی در جهانی که در آن یکی حقوق بیشتری دارد و حق دیگری را انکار می کند برای من عذاب آور است. همچنین نمی توانم این را تحمل کنم که کسی بخواهد مرا از حقوق طبیعی و انسانی ام محروم نماید. مادرم تا حدود زیادی در جلب من به فعالیت تاثیر داشته است. چرا که همیشه از من می پرسد که فلان کار یا حرکت عادلانه بوده یا نه و با اینکارش مرا وادار کرده که اعتقادات و باورهای خودم را مورد سئوال و پرسش قرار دهم.
ماها: شما با گروه " خواهران در اسلام"
(Sisters in Islam)
ممکن است درباره این گروه، فعالیتها و اهداف آن توضیح دهید؟
تونی: گروه ما " خواهران در اسلام" در سال 1988 یعنی حدود 18 سال پیش از تجمع تعدادی از زنانی شکل گرفت که با قرائتی از اسلام مبتنی بر برتری جنس مرد نسبت به جنس زن و تفسیر و ترجمه متون دینی
برای موجه جلوه دادن چنین قرائتی مخالف بودند. ما در این گروه احساس می کنیم و اعتقاد داریم که ادامه حق کشی نسبت به زنان ناشی از ترجمه و تفسیر نادرست از متون دینی از جمله قرآن است که باعث شده کسی صدای ما زنان را نشنود و بی حقوقی ما رانبیند و تجارب و واقعیت های زندگی ما نادیده گرفته شود. این بی عدالتی نسبت به زنان در واقع هسته اصلی مرد سالاری است. همه این حق کشی ها، شکل گیری گروه "خواهران در اسلام" را ممکن کرد. یعنی ما با قرائت یک جانبه مردانه از قرآن مخالفیم. هدف ما آگاهی رسانی در این باره است که باید قرائت و تفسیری واقعی و غیر جانبدارانه از اصول و تعالیم واقعی اسلام صورت بگیرد. یعنی نشان دادن همان پرنسیب های اسلامی که در خدمت برابری زن و مرد هستند و از این طریق ایجاد جامعه ای که عدالت اجتماعی و برابری انسانها را فارغ از جنسیت اشان، بعنوان یک اصل می پذیرد و همورا کردن راه برای آزادی و احترام به ارزش انسانی افراد در یک حکومت دمکراتیک. بر این اساس فعالیت ما تنها شامل مبارزه برای عدالت جنسیتی زنان و تآکید بر قوانین و ساختارهای ضد زن نیست بلکه همینطور تلاش برای ایجاد فضای عمومی که در آن گفتمانهای مختلف امکان بروز یافته و گسترده شوند.
در شرایطی که اسلام چنان نقش مسلطی در شکل دهی و تنظیم روابط و زندگی ما دارد، کسی نمی تواند و حق ندارد که فقط و تنها یک تفسیر و قرائت از اسلام را جایز دانسته و تفسیر متون دینی را حق انحصاری خود بداند. چرا که در حالت انحصاری کردن قرائت دینی، زندگی زنان هرگز شکوفا نخواهد شد.
ماها: فعالیتهای گروه شما و ارائه قرائت های تازه از اسلام تا چه حدودی در کشوراتان، مالزی، تحمل می شود؟
تونی: مثل هر مورد دیگری، وقتی شما نیروی حاکم، گفتمان مسلط و ساختارهای موجود را به چالش بکشید، تعدادی موافق و تعدادی هم مخالف خواهید داشت. فعالیت گروه ما همیشه توسط حزب اسلامی، دیگر فعالان مسلمان، حکومت و آن دسته از وسایل ارتباط جمعی که با گفتمان ما مخالفند، تا حدودی " جدال آمیز،ستیزه جو و آشوب گرانه" معرفی شده و آنها وا را محکوم کرده اند. آنها اعتبار ما را مورد سئوال قرار داده و ما را متهم می کنند که از مسیر اسلام و دین خارج شده ایم. نه تنها تفاسیر ما از اسلام را رد می کنند بلکه استناد به این فاکت تاریخی که همیشه از اسلام قرائتهای متفاوتی وجود داشته را بعنوان " رو در روی اسلام قرار گرفتن" تعبیر می کنند. هر کاری، هر فعالیتی و هر قرائتی که ما در مخالفت با بی عدالتی، در جهت مساوات و برابری و بر علیه تبعیض ارائه می دهیم ، آنها فورآ اعتبار ما را مورد سئوال قرار می دهند. بعضی ها حتی فراتر از این رفته خواستار این می شوند که حکومت فعالیت ما را غیر قانونی اعلام کرده و ما را ماکمه کند. در واقع همین حالا که من دارم به این سئوالات شما جواب می دهم یکی از همکاران ما، در دادگاه است و به اتهامات مبتنی بر اینکه ما اسلام و قانون شریعت را نمی دانیم و باعث تشویش اذهان زنان می شویم، جواب می دهد. من اینطور به قضیه نگاه می کنم که گروه ما باید خیلی قدرت داشته باشد و مسئولین حکومتی ما را تهدیدی جدی برای خود بحساب می آورند و به همین دلیل هم می خواهند صدای ما را خاموش کنند.
برخورد مخالفان ما، متاسفانه اسلام را بعنوان دینی ضعیف، خشن، بی منطق و تلخ که وزن مجادلات دینی را برنمی تابد و توان و قدرت تحمل بحث ها و نظرات دینی را ندارد، در اذهان مردم جا بیفتد.
اینرا را هم نباید فراموش کنیم که ما در محیط و شرایطی فعالیت می کنیم که ادعا می شود محیط دمکراتیکی است اما با انواع و اقسام قوانین و دستورات سرکوبگرانه، مردم مالزی را از آزادی تشکل یابی و حق ابراز نظر محروم کرده اند. دستگاه دولتی همیشه بر علیه گروههای اجتماعی که خواهان متشکل شدن هستند، اقدام کرده و از طرف دیگر بخش مخصوصی در اداره پلیس و نیروی انتظامی هست که مخفیانه اطلاعاتی را در باره فعالین جمع آوری می کند تا در روز مبادا بر علیه آنها وارد عمل شوند.
من فکر می کنم ما گامهای بزرگی برداشته و تا اینجا هم دستاوردهای خوبی داشته ایم و گرنه آنها کاری به ما نداشتند. اما چه بخواهند و چه نخواهند یک مسئله حتمی است؛ آنها نمی توانند ما را نادیده بگیرند. ما در جدیدترین کارزار مبارزاتی خود به همراه دیگر گروه های زنان که در مخالفت با اضافه کردن بند ها و مواردی بسیار ناعادلانه به " قانون اسلامی خانواده" انجام دادیم، بسیار موفق بودیم و باعث خشم آنها شده است. ما حمایتهای بسیار وسیعی از طرف زنان و حتی مردان، هم مسلمان و هم غیر مسلمان، در سطوح مختلف جامعه دریافت می کنیم. میتوان این سئوال را مطرح کرد که اگر ما زنان حق مشارکت در بحث ها و مسائل مختلف اجتماعی را دارا هستیم، پس چرا نباید در عرصه دینی حق اظهار نظر داشته باشیم؟ کجای اسلام گفته شده که فقط مردان حق تفسیر اصول دینی و قرآن را دارند؟
ماها: مسلمان فمینیست؟ یعنی چه؟ واقعآ گروه شما این عقیده را دارد که اسلام دینی است که میتواند برابری را برای زنان به ارمغان آورد، در حالی که بسیاری از رهبران دینی ادعا می کنند که بر طبق اسلام مردان حقوق بیشتری از زنان دارند.
تونی: من متوجه هستم که اصطلاح "مسلمان فمینیست" برای خیلی ها تعجب آور است اما برای من تناقضی را تفسیر می کند به این شکل که تو اعتقاد داری که " مسلمان بودن" خود بخود یعنی اعتقاد به مادون بودن زن و کهتری او نسبت به مرد و بر همین اساس مسلمان بودن و در عین حال فمینیست بودن با هم تجانسی ندارند. مسلمآ استناد به اسلام و عمل به آن به شکلی که امروز در جهان می بینیم، چنین تصوری را در اذهان مردم جهان ایجاد کرده است و خیلی ها اسلام را دینی خشمگین و تنبیه کننده می دانند.
اسلامی که من به آن اعتقاد دارم بر اساس اصول عدالت، برابری، آزادی و بدور از تبعیض بنا شده است. لذا کنار گذاشتن آن بخش از ساختارها و اصول سرکوب کننده و خشن از جمله بی عدالتی نسبت به زنان بسیار ضروری است. من به چیزی کمتر از این رضایت نمی دهم چرا که در غیر اینصورت ،اصول دین متناقض و بی ربط جلوه می نمایند ومن شخصآ سیستمی از اصول متناقض و بی ربط را بعنوان دین و اصول اعتقادی خودم نمی پذیرم.
من خودم اصطلاح " مسلمان فمینیست" را زیاد بکار نمی برم چرا که نامگذاری را کلآ بیهوده می دانم و هر وقت از من سئوال شده که آیا من یک " مسلمان فمینیست" هستم، ابتدا سعی می کنم برداشت و فهم خودم از مسئله را بیان کنم چرا که یک آری یا خیر ساده به چنین سئوالی، آنطور که باید و شاید مسائل را روشن نمی کند. من هم از واژه " فمینیست" و هم از واژه " مسلمان فمینیست" استفاده کرده و با توجه به مفهوم سئوال و پاسخی که می خواهم به آن بدهم، یکی از این دو واژه را استعمال می کنم.
دفاع از واژه و اصطلاح " مسلمان فمینیست" در واقع به معنای رد کردن سرکوب و بی عدالتی هایی است که تحت نام و لوای اسلام صورت می گیرد. اتخاذ چنین موضعی گاهی بسیار قدرتمند است و زنان زیادی با استفاده از همین شیوه توانسته اند نیروی مقابله با سرکوب را در خود تقویت کرده و در مقابل ظلم و بیعدالتی بایستند. مسلمآ محافظه کاران مذهبی زیادی پیدا می شوند که چنین رهیافتی به مسائل را حمل بر تسلیم شدن در برابر " ایدئولوژی و فرهنگ غربی" و رقیق کردن اسلام معرفی می کنند، و در مقابل اینها، فمینیست های سکولار هم ادعا می کنند که "مسلمان فمینیست" یعنی چپاندن زنان در سیستمی از اصول اعتقادی ( دینی) است که ذاتآ ضد زن و ناعادلانه است.
تو درست می گویی، بسیاری از مسلمانان، رهبران مذهبی مسلمان و وکلای دینی هستند که بر این ادعای دردسر ساز تاکید می کنند که اسلام حق بیشتری به مرد داده است. اما بدتر از آن، اینکه صداهای محافظه کار
توانسته اند با انحصاری کردن فضای اجتماعی و سیاسی، تفکرات و برداشتهای عدالت ستیزانه خود را بصورت یک سیستم مسلط و حاکم در آورده، آن را در شکل تنها راه درست و حقیقت اسلام به مردم قالب کنند
و بدین وسیله اسلام را به وسیله ای برای رد پلورالیسم سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، و در جهت حفظ منافع خود، بکار گرفته اند. اما جای بسی خوشحالی است که روز بروز بر تعداد افراد و گروه ها و حتی افراد مذهبی که با سیستم سیاسی و ارزشی حاکم در می افتند و می گویند که ما نمی توانیم سیستم و قوانینی را بپذیریم که فاقد عقلانیت اند و با زندگی امروزی ما همخوانی ندارند. اگر ما دلسوز اسلام هستیم باید به گذشته، حال و آینده توجه کنیم و قرائتی از دین ارائه دهیم که با شرایط تاریخی هر دوره مطابقت داشته باشد . همانطور که گفتم هر روز صداهای بیشتری در این خصوص بگوش می رسند و این مایه دلگرمی است.
ماها: بعنوان یگ گروه " مسلمان فمینیست" آیا شما با فمینیستهای سکولار در مالزی هم همکاری دارید؟
تونی: صد در صد. ما در موراد مختلف با گروه های زیادی که در عرصه مسائل زنان، حقوق بشر، دمکراتیزه کردن عرصه های مختلف جامعه و سیاست، گروه های خواستار لغو قوانین خشن و سرکوبگر،
مدافعین آزادی بیان و دیگر حقوق گروه های اجتماعی به حاشیه رانده شده فعالیت دارند، همکاری داریم.
برای مثال، در مالزی کارزاری براه افتاد تحت عنوان: "برنامه برای تغییرات" که شامل 11 مورد مهمی می شد که برای دسترسی به برابری جنسی و ایجاد زمینه های رشد زنان و مردان در مالزی، بایستی تغییراتی در آنها داده شود . در این کارزار گروه ما بهمراه تعداد زیادی از دیگر گروههای زنان سکولار، گروههای حقوق بشری و دیگران یک ائتلاف گسترده ای صورت گرفت که 65 سازمان غیر دولتی دیگر هم از آن اعلام حمایت و پشتیبانی کردند.
گروههای دیگر در مالزی، متوجه این هستند که چرا گروه ما در چارچوب اسلام و حقوق بشر کار می کند، به این دلیل که شرایط سیاسی و اجتماعی محیط اینجا را خوب درک می کنند.
هربحث و گفتگویی در باره اسلام و تفسیر قوانین دینی در فضای رسمی در انحصار دو حزب مالی- اسلامی
موجود در کشور و گروههای متعصب دینی می باشد که برای هر چه بسته تر کردن فضا و تطبیق قوانین و جامعه با شریعت خشکی که آنها از اسلام قبول دارند، با هم در رقابت می باشند. اگر اینها موفق شوند، نه تنها اختلافات حقوقی بین زنان و مردان بیشتر خواهد شد بلکه روابط زن و مرد را هم تحت شعاع قرار خواهند داد. مسئله بحدی جدی است که حتی دادگاهها و وکلا هم جرائت زیر سئوال بردن قوانین شریعت منتج از تفاسیر محافظه کارانه از اسلام، را بخود نمی دهند. در چنین شرایطی، تلاش برای تاثیر گذاری و ارائه قرائتی نوین از اسلام، در چارچوب اسلمی بسیار مهم است هر چند که محافظه کاران با انواع ترفندها ما را فاقد صلاحیت ورود به اینگونه مباحث می دانند.
ماها: آیا گروه شما " خواهران در اسلام" به همه عرصه های زندگی زنان از جمله سکس و جنسیت زنان هم می پردازد؟
تونی: فکر می کنم پرداختن به همه عرصه های زندگی زنان بدون توجه به جنسیت زنان ناممکن است. از چگونگی پوشش گرفته تا بروز احساس، تا اختیار داشتن ورود به یک رابطه و کنترل آن، تا نوع رابطه، تا تصمیم در باره بچه دار شدن و....همه و همه عرصه هایی زندگی زنان هستند، عرصه هایی که در مرکز مشاجرات و تفاسیر متفاوتند. ارزشهای مردسالار که توسط نرم ها، دگم ها و قضاوتهای یک جانبه فرهنگی پا بر جا نگه داشته شده اند، حق زن در کنترل بر بدن و جنسیت خود را انکار می کنند تا خشونت بر علیه زنان را موجه جلوه دهند. توجه به مکانیسمهای ناظر بر زندگی زنان، کنترل آنها بر بدن و جنسیت خویش و تنظیم روابط زنان، بسیار ضروری است چرا که ما را در درک و فهم توقعات جامعه از زنان، رفتار و گفتار و حرکات آنان، یاری می دهد و چشم ها را بر ساختارها و گفتمانهای ناعادلانه مسلط مربوط به هویت، جنسیت و سنت ها باز می کند. امروز در هر خشونتی که بر علیه هر زنی روا می شود، قبل از هر چیز رفتار و حرکات آن زیر زره بین قرار می گیرد تا ریشه های خشونت را در رفتار خود آن زن جستجو کنند و او را عامل بدبختی خود معرفی نمایند. بر همین اساس صحبت از جنسیت زنان یکی از مهمترین و اساسی ترین بخش فعالیت هر گروهی است که ادعای مبارزه برای حقوق زنان را دارد.
ماها: اگر گروه " خواهران در اسلام" که تو عضو آن هستی، از حقوق زنان در کنترل جسم و جنسیت خود دفاع می کند، آیا این بدان معنا است که شما از حقوق زنان لزبین هم دفاع می کنید؟
تونی: در عرصه بحث های مربوط به جنسیت ، زمان می برد تا مسائل حقوقی همجنسگرایان و ترانس سکشوالها هم جایگاه خود را بیابند اما وقتی که در مالزی مسائل جنسی کلآ در یک عرصه بسته و مسکوت در نگه داشته شده باشد، پرداختن به مسائل همجنسگرایان کار آسانی نیست. علاوه بر آن در بسیاری از جوامع چنین بحثی باعث ایجاد حس ناخوشایند و بدبینی می شود. بسیاری از سازمانهای غیر دولتی ( ان جی او-ها) در طرح مسائل همجنسگرایان از زوایه اچ آی وی برخورد کرده اند که همین، دو مشکل را بطور همزمان ایجاد می کند اول اینکه اینطور تبلیغ می شود که همه همجنسگرایان ایدز دارند یا به ایدز مبتلا می شوند ودیگر اینکه این ذهنیت ایجاد می شود که همه بیماران ایدز همجنسگرا هستند. ولی همینکه این مسائل بهر حال مطرح می شوند خود امر مثبتی است. چرا که فرهنگ مسلط با سکوت در مورد گروههای مختلف آنها را از انظار عمومی بدور نگه می دارد و آنها را حاشیه ای می کند. پس شکستن سکوت خود کار خیلی خوبی است. در مالزی بحث مسائل جنسی با استقبال مواجه می شود و گروههای زنان و دیگر تشکلات حقوق بشری با همه محدودیتها اما شروع به طرح هر چه بیشتر این مسائل کرده اند.
در گروه خود ما " خواهران در اسلام" ما یک برنامه کلاس های آموزشی در باره موضوع همجنسگرایی برای اعضا تشکیل دادیم تا افراد گروه با موضوع اسلام و همجنسگرایی و دلائل مخالفت و موافقت بیشتر آشنا شوند. میتوان گفت که هر چند همه اعضا گروه ما ممکن است خود را مدافع حقوق لزبین ها معرفی نکنند چرا که این موضوع جدیدی برای ماست، اما با اینهمه گروه " خواهران در اسلام" بر این اصل اعتقادی خود پافشاری می کند که هیچ کسی نباید بخاطر گرایش جنسی خود مورد تبعیض، بی حرمتی و خشونت واقع شود.
بد نیست این را هم بگویم گه در کارزار " برنامه برای تغییرات" که در ائتلاف با دهها گروه مختلف عملی کردیم و در جواب یکی از سئوالات قبلی به آن پرداختم، ما ماده ای داشتیم به این شکل: " تبعیض نسبت به افراد با گرایش جنسی و عمل جنسی ای که ضرری به کسی نمی زند نادرست است و باید لغو شود....دولت نباید روابط جنسی انسانهای بالغ که بر اساس نیاز و گرایش خود دست به انتخاب می زنند را مورد تهدید و تبعیض قرار دهد و تنوع گرایشات جنسی تا زمانی که ضرری به کسی نمی زنند باید مورد احترام قرار بگیرد. تحمل، مدارا و احترام نسبت به زنان و مردانی که نوع دیگری از زندگی خصوصی را انتخاب می کنند باید مورد حمایت و تشویق قرار گیرد. افراد " دگر باش" نبایستی مورد خشونت و بی مهری قرار گیرند."
هژمونی مسلط قرائت باریک بین از احکام اسلامی اما هر چیزی را را رد می کند بجزء ارزشهایی که در خدمت دگرجنسگرایی مردسالارانه هستند و حاضر نیست به استدلالهای دیگر گوش دهد و هر چیزی که در این چارچوب نگنجد را با خشونت و تهدید و ارعاب از سر راه خود بر می دارد. اما همانطور که قبلآ اشاره کردم خوشبختانه قرائت ها و تفاسیر امروزی از احکام دینی هر روز هوادران بیشتری می یابد و در مالزی بحث های فراوانی در این رابطه در بین روشنفکران دینی در جریان است.
ماها: حقوق گی و لزبین ها جزئی از حقوق بشر است. با اینهمه بعضی از گروههای زنان مسلمان که خود را " مسلمان فمینیست" معرفی می کنند از صحبت در باره همجنسگرایی می پرهیزند. چرا گروه شما به همکاری با گروههای همجنسگرایان مالزی روی خوش نشان داده و بدان هم عمل کرده است؟
تونی: گروههایی که علنآ خود را گروههای مدافع حقوق همجنسگرایان معرفی می کنند ( منظورم به آن شکلی که در غرب معمول است)، در مالزی نه اینکه نباشند ولی نسبتآ کم هستند. اما گروههای همجنسگرایان که تحت نامهای دیگر ( پوششی) کار می کنند، زیادند. جای تاسف است که این گروهها از اعتراف علنی به گرایش جنسی خود و اینکه حق و حقوقی دارندريا، می پرهیزند یعنی صرفآ در سطح ارائه خدمات حمایتی و اطلاعاتی به همجنسگرایان باقی می مانند و از طرح مسائل خود در سطح وسیع و کشاندن آن به سطح دولتی و درخواست مستقیم از مسئولان برای تغییر قوانین می پرهیزند. دلیل این کار شاید ترس از واکنش منفی دولت و سرکوب آنها باشد. ما در گروه خود در بحثها و کلاسهای آموزشی که در مورد اسلام، جنسیت و قانون شریعت اسلامی برگزار می کنیم با چندین گروه همجنسگرایان همکاری داریم مثلآ برای نمونه از نمایندگان آنها دعوت می کنیم که در کلاس ما حاظر شده و در باره همجنسگرایی و مسائل و مشکلات جنسی همجنسگرایان صحبت کنند که تاثیر خیلی خوبی داشته است.
اینکه بعضی از گروههای معروف به "مسلمان فمینیست" در کشورهای اسلامی از صحبت در باره همجنسگرایی می پرهیزند احتمالآ به این دلیل است که بعضی از آنها واقعآ و خالصانه باور دارند که اسلام مخالف همجنسگرایی است.( البته این مختص گروههای زنان مسلمان نیست و بعضی از گروههای زنان پیرو ادیان دیگر هم همینطور هستند)، بعضی از گروهها هم بر این عقیده هستند که کلآ همجنسگرایی موضوع مبارزات زنان نمی باشد و در چارچوب آن نمی گنجد، پس آن را کنار می گذارند. چه بسا که بعضی گروهها حتی نتوانند با کسی که از مرد به زن تغییر جنسیت داده، کنار بیایند. و بعضی از گروههای زنان هم معتقدند که پرداختن به مسائل همجنسگرایان دست آوردهای مبارزاتی زنان را در اذهان جامعه تهدید می کند. با اینهمه کار روشنگری همجنسگرایان برای گروههای زنان خیلی مهم است تا بر شک و تردید های خود در این رابطه غلبه کنند. بخصوص که لزبین ها هم زن هستند و مردسالاری در مقابل همه ما قرار دارد.
ماها: آیا گروه شما " خواهران در اسلام" با دیگر گروهای زنان مسلمان فمینیست در کشورهای دیگر رابطه دارید؟
تونی: ما با بسیاری از گروههای زنان مسلمان در جهان رابطه داریم. شاید هر کدام از ما در شرایط خاص ملی و کشوری بسر ببریم اما سرکوب و و تبعیض نسبت به زنان همه جا یکی است. همکاری جهانی زنان باعث می شود تا زنانی از هر گوشه دنیا با تجارب ملی و محلی متفاوت اما با مشکلات مشترک یعنی بنام دین و تحت لوای اسلام مورد بی حقوقی، تبعیض و خشونت واقع شدن، دور هم جمع جمع شده، به هم اعتماد به نفس داده و بصورت مشترک با مشکلات برخورد کنند. این کار، ما را از تنهایی و انزوایی که ممکن است در محدوده کشوری خود احساس کنیم بدر می آورد.
ماها: چقدر در باره ایران، فعالیت فمینیستهای ایرانی و مبارزه همه جانبه برای مدرنیزاسیون در کشور ما اطلاع داری؟
تونی: مطلق گرایی کار سختی است. حدس می زنم حوادثی که به تحولات بعد از سال 1979 ( 1357)
منجر شد طوری بوده اند که نمی توان آنها را از ذهن بدور نگه داشت. یادم می آید که وقتی در باره اصلاحاتی که رئیس جمهور سابق ایران، محمد خاتمی، از آنها صحبت می کرد چقدر من خوشحال می شدم. اما گاهی حس می کنم که دو ایران متفاوت در ذهن من وجود دارند. یکی ایرانی است که من از آن می ترسم؛ و آن ایرانی است که زنان و اقلیتهای جنسی را سرکوب می کند و دیگری ایرانی است که فیلمهای فمینیستهای آن در جهان غوغا می کنند. یادم می آید چقدر از این مسئله شوکه شدم وقتی که متوجه شدم که آزادی بیان و اقلیتها در ایران خیلی کمتر از آن چیزی است که ما اینجا در مالزی داریم، با اینهمه مشاهده فیلمهای زنان کارگردان ایرانی به من قدرت می دهد وقتی که می بینم آنها با امکانات خیلی کمتری از ما، چنین فیلمهایی می سازند، فیلمها با تم وموضوعاتی که کارگردانان مالزیایی به آنهانزدیک نمی شوند.
ما " خواهران در اسلام" اخیرآ میزبان نمایندگانی از طرف دولت، گروههای غیر دولتی و چند کارشناس ایرانی بودیم. آنها به مالزی آمده بودند تا از تجارب ما در چگونگی بسیج کردن افراد و جا انداختن ایده رفع هر گونه ستم بر علیه زنان، استفاده کنند. اعضا ما هم چندین بار در باره موضوعات مختلفی به ایران سفر کرده و در کنفرانس های متعددی در کشور شما شرکت کرده اند. و اخیرآ هم دعوتنامه ای از یکی از سازمانهای زنان در ایران دریافت کرده ایم که پیشنهاد همکاری بیشتر و تقسیم تجارب را به ما کرده اند.. ما در حال سازماندهی نمایشگاهی هستیم در موضوع زنان مسلمان و هنر. یکی از دانشگاههای ایران برای شرکت در این نمایشگاه اظهار علاقه کرده است. اعضاء گروه ما اخیرآ در سفر محمد خاتمی به مالزی با ایشان ملاقاتی داشتیم که بسیار جالب بود. امیدوارم بزودی فرصتی پیش آید تا خود من بتوانم از ایران دیدن کنم.
ماها: از صحبتهای شما بسیار متشکریم و امیدواریم بزودی شما را در ایران ملاقات کنیم.

