جمعه هشتم تیر 1386
مصاحبه با کریس اسمیث همجنسگرای نماینده سابق مجلس انگلیس
( تر جمه از یکی از مجلات همجنسگرایان بریتانیا)
در سال 1984 (21 سال پیش) به نمایندگی مجلس انتخاب شدید. شرایط آن روزها یادت هست؟
نگاه به گذشته نشان می دهد که ما چه ساده شرایط آن روزها را فراموش کرده ایم. دوره نخست وزیری مارگرت تاچر و حزب محاظه کار انگلیس بود. طبق قانون آن دوره سن قانونی شروع سکس برای همجنسگرایان 21 سال بود. کانال 4 تلویزیون فشار می آورد که مرزهای بحثها را بازتر کند و در مورد انواع مسائل جنسی برنامه بحث و مناظره پخش می کرد. در حالی که تلاش ماری وایت هاوس و همدستانش در تبلیغ برای رعایت عفت عمومی با شکست مواجه شده بود اما آنها اتوریته اخلاقی خود را حفظ کرده بودند.
چطور شد که همجنسگرائی خود را علنی کردید؟
من هیچوقت همجنسگرائی خودم را یک راز خصوصی نکرده ام و در جریان انتخابات مجلس در سال 1983 آمادگی آن را داشتم که اگر مسئله مطرح می شد موضوع را علنی اعلام کنم. من یکی دو نفر از نمایندگان مجلس را دیده بودم که همجنسگرا بودند ولی آن را مخفی میکردند و روزنامه ها با انواع سئوالات خود فشاری سرسام آور به آنها وارد میکردند تا گرایش جنسی خود را علنی کنند . من با خودم گفتم که نمی خواهم با من هم اینگونه رفتار شود و تنها راه خاتمه دادن به قضیه را علنی شدن میدانستم.
در نوامبر سال 1984 حزب محاظه کار که در انتخابات شهرداری شهر راگ بی
(
پیروز شده بود اعلام کرد که سیاست استخدام مبنی بر تبعیض جنسی که قبلآ کنار گذاشته شده بود را دوباره از سر می گیرد و همین به انجام اعتراضات و راهپیمایی هایی از طرف همجنسگرایان منجر شد. از من دعوت شده بود که در یکی از این تجمعات اعتراضی سخنرانی کنم. تنها پنج دقیقه قبل از آنکه روی سکوی محل سخنرانی بروم برایم مسجل شد که این همان لحظه ای است که رازم را برملا کنم. پس سخنرانی ام را با این جمله که بعدها معروف هم شد شروع کردم: " اسم من کریس اسمیث است. نماینده حزب کارگر از شهر ایسلینگون در مجلس می باشم و من گی هستم."
بعد از آن سخنرانی واکنش ها و بخصوص برخورد حزب کارگر با شما چگونه بود؟
همه مرا مورد تشویق و حمایت قرار دادند. برای مدتهای مدیدی من تنها فرد علنی همجنسگرا در مجلس بودم. و در سال 1997 در سراسر جهان تنها یک وزیر همجنسگرا وجود داشت که من بودم و دارای پست وزارت( وزیر فرهنگ) در دولت حزب کارگر ( به نخست وزیری تونی بلیر) بودم. اما هیچگونه واکنش منفی مشاهده نکردم و این دال بر آن بود که ما موفق شده بودیم برخوردها و قضاوتهای جامعه را اصلاح کنیم. البته امروزه اغلب مردم در همه اقشار جامعه در دور و بر خود افراد همجنسگرا را می شناسند که صادقانه و علنی گرایش جنسی خود را بر ملا کرده اند. بعد از آن تاریخ که ذکر کردم اوضاع خیلی بهتر شده هرجند که هنوز هم میتوان آثاری از هموفوبیا را مشاهده کرد اما نسبت به سالهای قبل ما پیشرفت زیادی داشته ایم.
پس نمایندگان دیگری در مجلس هستند که همجنسگرا می باشند و شما فکر می کنید بهتر است که آنها هم خود را علنی کرده و برای حقوق همجنسگرایان مبارزه کنند؟
من همیشه گفته ام که این موضوعی است کاملآ شخصی و خود فرد باید در باره آن تصمیم بگیرد. من با وارد کردن فشار به افراد برای علنی کردن خود مخالفم. با اینهمه بسیاری از دستاوردها نتیجه بیرون آمدن و علنی شدن افراد معروف بوده است. من با آن دسته از نمایندگان مجلس که همجنسگرا هستند ولی برضد همجنسگرایان تبلیغ می کنند مشکل اساسی دارم. ولی کسانی مثل آلن دانکن
نماینده حزب محافظه کار در مجلس هم هستند که تا مدتها (Alan Duncan)
همجنسگرایی خود را پنهان می کرد اما در عین حال در همان زمان هم چه در حزب خود و چه در جاهای دیگر بشدت از حقوق جامعه همجنسگرایان دفاع می نمود.
شما اعلام کرده اید که در انتخابات امسال مجلس خود را کاندید نمی کنید ولی آیا همجنان به دفاع از حقوق همجنسگرایان ادامه می دهید؟ و آیا فکر می کنید که همجنسگرایان باید خود را درگیر سیاست بکنند؟
من به دخالت در مسائل سیاسی ادامه خواهم داد. به اعتقاد من باید گی و لزبین ها را قانع کرد که برای اصلاح موقعیت خود در جامعه و برای اصلاح بیشتر اجتماع ما ناچار به دخالت در سیاست هستیم. وظیفه ما این است که از راههای گوناگون به احزاب سیاسی فشار آورده و آنها را قانع کنیم که مسائل و حقوق همجنسگرایان را جدی بگیرند و ما نباید از این امر غفلت کنیم. یک گرایش عمومی در جامعه همجنسگرایان حاکم است و آن اینکه اکثرآ می گویند ما به سیاست علاقه نداریم. ولی من این را نمی فهمم. تمام دستاوردهای ما در سالهای اخیر به این علت بوده که ما در سیاست فعالانه شرکت و مبارزه کرده ایم، دلیل و برهان آورده ایم و حرفهای خود را بگوش همه رسانده ایم. برای رسیدن به حقوق برابر با دیگران ما نیازمند این هستیم که همچنان به مبارزات خود ادامه دهیم و در این راه کمک و نیروی تک تک همجنسگرایان مورد نیاز است.
شما اخیرآ اعلام کرده اید که به اچ.آی.وی ( ویروس عامل ایدز) مبتلا هستید. در این رابطه چه واکنش هایی تجربه کرده اید؟
واکنش های مثبت و حمایتی زیادی دریافت داشته ام. قبل از آن من تا حدودی از احتمال واکنش های منفی واهمه داشتم و خودم را آماده کرده بودم که چند روزی در خانه یکی از دوستان بمانم تا سر و صدا بخوابد. بجز یک مقاله در روزنامه دیلی میل، صدها نامه و ایمیل حمایتی دریافت داشته ام و خب در بین این نامه ها حدود 10-9 تایی هم منفی بوده اند. چیزی که مرا تحت تاثیر قرار داد نامه ها و ایمیلهایی بود که از طرف افراد مبتلا به اچ. آی.وی برایم ارسال شده بودند که در آنها علاوه بر حمایت و تشویق گفته بودند که علنی کردن ابتلا خودم به اج.آی.وی تاثیر خیلی مثبتی بر روی آنها گذاشته و باعث تقویت روحیه و اعتماد به نفس آنها شده ام.
چه چیزی به شما توان امیدواری به آینده را می دهد؟
من در دهه شصت میلادی رشد کردم. دهه ای که مردم امیدوار بودند و هر کسی فکر میکرد که میتوان جامعه را عوض کرد و از طریق آن زندگی انسانها را بهبود بخشید. امروز هم من همین اعتقاد را دارم که ما اگر بخواهیم، با اراده و تلاش میتوانیم شرایط زندگی خود را بهتر کنیم بشرطی که حاظر باشیم برای آن کار کنیم و منتظر ننشینیم که دیگران برای ما کار کنند. درسی که میتوان از تجارب سالهای گذشته گرفت این است که همجنسگرایان با کمک اراده و استعداد و توان در هدایت و پیشبرد آگاهانه و دفمند تلاشها و مبارزات خود توانسته اند شرایط را به نفع خود عوض کنند.
نلسون ماندلا رهبر مبارزات مردم آفریقای جنوبی سرمشق خوبی برای من بوده و هست. درگذشت پسر ماندلا به علت ابتلا به ایدز و برخورد خوب ماندلا با قضیه به من کمک کرد تا مبتلا بودن خودم به اچ.آی.وی را علنی کنم. چیز خیلی جالبی که روز بعدش برایم اتفاق افتاد این بود که وقتی به دفتر کارم رفتم پیامی دریافت کردم که نلسون ماندلا زنگ زده و شماره تلفن داده که برایش زنگ بزنم. وقتی زنگ زدم او گفت که " فقط میخواستم ازتو برای شهامتی که به خرج داده ای تشکر کنم و امیدوارم که که شما قهرمانا آن حمایتی را که واقعآ سزاوارش هستید، دریافت کنید." این موضوع برای من خیلی امیدبخش و نیرو دهنده بود.
شما یکبار با علنی کردن همجنسگرایی خود و یکبار با پرده برداشتن از ابتلا خود به اچ. آی.وی به دیگران امید و الهام داده اید. پیام امروزتان چیست؟
پیام من به جامعه همجنسگرایان این است که از تلاش و مبارزه دست نکشید. ما امروزه در شرایط خیلی بهتری نسبت به هشت سال پیش قرار داریم. ما نباید هدف نهایی خود که همانا برابری و مساوات کامل در جامعه است را فراموش کنیم. و برای افراد مبتلا به اچ.آی.وی پیام من این است که مایوس نشوید. مصم باشید. شما مبارزه ای را باید به پیش ببرید و این امکان عملآ وجود دارد که علیرغم ابتلا به اچ.آی.وی ولی همچنان زندگی شاد و باارزشی را برای خود و جامعه داشته باشید.
بیوگرافی کریس اسمیث
در 24 جولای 1951 در ادینبوگ اسکاتلند متولد شد
1975-1968 تحصیلات مقدماتی
1976-1975 تحصیل در دانشگاه هاروارد آمریکا
1983-1978 شهردار شهر ایسلینگتون
1985-1983 نماینده حزب کارگر در مجلس بریتانیا
1984 اعلام علنی همجنسگرایی خود
1987 ابتلا به اچ.آی.وی. در همان سال با دوست و شریک زندگی خود دوریان جبری آشنا می شود.
1997-1987 سخنگوی حزب کارگر در مسائل گوناگون و در دوره های مختلف( اقتصاد، بازنشستگی و بهداشت)
2003 اعلام ننصراف از شرکت در انتخابات امسال مجلس بریتانیا
2005 در مصاحبه ای با روزنامه ساندی تلگراف اعلام کرد که 17 سال است که به اچ.آی.وی مبتلا میباشد.
دو سایت برای اطلاعات بیشتر:
http://www.theyworkforyou.com/mp/chris_smith/islington_south_and_finsbury

